طالبان به آمریکا روی خوش نشان ندهند/ شهید سلیمانی پوزۀ استکبار را به خاک مالید/ حمایت منطقه‌ای از حکومت، زمینه‌ی مشروعیتِ جهانی آن را فراهم می‌کند

  • ۲۲ جدی ۱۴۰۰
  • کد خبر: 9670
  • 28 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • چاپ این مطلب

خبرگزاری صدای افغان (آوا) -کابل: همزمان با فرارسیدن دومین سالروز ترور و به شهادت رسیدن حاج قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ابومهدی المهندس از فرماندهان نیروی حشد الشعبی عراق، مراسم گرامی‌داشت از سوی مجمع نهضت فکری افغانستان در غرب کابل برگزار شد.

 

حجت‌الاسلام والمسلمین سیدعیسی حسینی مزاری در ابتدای سخنان خود در این همایش، با تقسیم‌بندی افراد انقلابی به دو گروه منفی و مثبت، به توضیح ویژگی‌های یک انقلابیِ منفی پرداخت و گفت: انقلابی منفی کسی است که اگر به او وظیفه‌ای سپرده شود، پیش خود دو دو تا، چهار تا می‌کند که آیا به نفع‌اش است یا نیست و اگر کوچکترین ضرری داشته باشد این آقا قبول نمی‌کند و می‌گوید نه کار من نیست. لذا چنین آدم‌هایی صرفا عنوان انقلابی دارند و همواره خود را انقلابی هم نمایش می‌دهند، اما همیشه سعی می‌کنند صحنه‌‌ها را به نفع خودشان مصادره کنند. برای آنها مکتب و دین و مذهب مهم نیست و همچنین برایشان مردم و مصالح و منافع ملی اهمیتی ندارد.

 

بر بنیاد گفته‌های حسینی مزاری، اما انقلابی مثبت بر اساس هدف خودش حرکت می‌کند. اگر کاری به او سپرده شود، اول مطالعه می‌کند که آیا این کار مطابق اهداف عالیه‌اش است یا نیست؟ به دین عرضه می‌کند که خداوند و ائمه معصومین علیهم‌السلام در رابطه با انجام این وظیفه چه می‌گویند؟ اگر آنها امضا کردند، این آقا حاضر به انجام این وظیفه است، اما اگر امضا نکردند، کُل دنیا هم به نفع اش باشد و میلیاردها هم برایش سود داشته باشد، به دنبال انجام این وظیفه نخواهد رفت.

 

رئیس مرکز تبیان شهید قاسم سلیمانی را نمونه‌ی شاخص یک فرد انقلابی مثبت دانست و گفت: شهید سلیمانی بر اساس هدف عالیه‌اش که مطابق با دین و مکتب و مذهب بود، عمل می‌کرد و نه از شرق و نه از غرب هراسی نداشت و اینکه مردم در رابطه با او چه قضاوتی دارند و یا جریان‌ها و احزاب سیاسی و موسسات فرهنگی و آموزشی نسبت به او چه نگاهی دارند، برای او اهمیتی نداشت.

 

حسینی مزاری در ادامه به ذکر برخی خصوصیت‌های انقلابی‌های مثبت پرداخت و ابراز کرد: اولین خصوصیت یک فرد انقلابیِ مثبت، داشتن غیرت دینی است. برای یک انقلابی مثبت فرق نمی‌کند که وظیفه دارد یا ندارد؟ مسئولیتی در این عرصه دارد یا ندارد؟ کسی از او چیزی می خواهد یا نمی خواهد؟ نخیر! چون می‌بیند که دین‌اش در خطر است حرکت می‌کند. شهید سلیمانی نیز چه در دوران جنگ با عراق و چه پس از آن تا زمان شهادتش و چه در سایر نقاط کشورهای اسلامی، بر اساس جوشش غیرت دینی‌اش به انجام وظایف خود پرداخت و در انجام این وظایف هم موفق بود.

 

رئیس مرکز تبیان، خصوصیت دیگر انقلابی مثبت را انجام تکلیف اسلامی عنوان کرد و گفت: فرق غیرت دینی و تکلیف اسلامی این است که در بحث غیرت دینی کسی یا عاملی از بیرون شما را موظف نمی‌کند، نخیر! خودتان، خودجوش و متحرک حرکت می‌کنید و بلند می‌شوید، اما یک بار دیگر نه، اسلام می‌گوید در رابطه با حمایت از بقیه مسلمان‌ها کار کنید و اگر خارج از محوطه زندگی شما یک فردی، یک خانواده‌ای یک ولایتی، یا یک کشوری گرفتار مشکل هستند اگر شما حرکت نکنید و بر اساس وظایف اسلامی برای رفع مشکلات آنها کار نکنید، اصلا مسلمان نیستید.

 

حسینی مزاری در این راستا افزود: وظیفه اسلامی ایجاب می‌کرد که شهید سلیمانی از خانه خودش و از زندگی راحت دست بکشد و برود به جبهه جنگ عراق علیه ایران که بزرگترین جنگ دنیا بود، یعنی کل دنیا یک طرف بودند و جمهوری اسلامی با ملل مستضعف و پا برهنه‌ی انقلابی یک طرف بود. این آقا در این جبهه هشت سال رزمید و بعد متوجه مشکلات سایر کشورهای اسلامی شد. شهید سلیمانی در این زمینه احساس وظیفه کرد، چرا که اسلام و قرآن برایش تعیین تکلیف کرده است که آقا بلند شو، از خانه‌ات بلند شو و به کمک دیگران بشتاب، حالا این دیگران چه ایرانی باشند و چه غیرایرانی و از سایل ملت‌ها.

 

رئیس مرکز تبیان با بیان اینکه سردار سلیمانی توانست با فرماندهی توانمند و مدبرانه کاری کند که پوزه‌ی استکبار در منطقه با خاک مالیده شود، گفت: شخصیتی مثل سردار سلیمانی در رأس یک حرکت عظیمِ امت در سطح منطقه قرار گرفت و می‌توان گفت تقریبا طومار استکبار را در هم پیچید و ضربات مهلکی بر پیکره این هیولای بی دم و یال و پوشالی وارد نمود.

این آگاه مسایل سیاسی، آینده را از آنِ جهان اسلام و مسلمین دانست و با تاکید بر اینکه اگر مردم افغانستان شخصیتی همچون سردار سلیمانی را الگوی خود قرار دهند موفق می‌شوند، خاطرنشان کرد: ما می‌توانیم با الگو گرفتن از شهیدی مثل سردار سلیمانی کشور خود را امن ساخته و آن را در عرصه‌های مختلف قدرتمند بسازیم و مردم هم قطعاٌ در آینده نقش مثبت و سازنده‌ای خواهند داشت به شرطی که از شهیدی مثل سردار سلیمانی الگو بگیریم و با بازنگری در رویکرد گذشته‌ی خود، در رویه‌ی آینده‌ی خود تغییرات بیاوریم و خود را به عنوان یک انقلابیِ مثبت بسازیم.

حسینی مزاری در بخش دوم سخنان خود در این همایش با تاکید بر لزوم حمایت مردم از حکومت فعلی افغانستان، گفت: باید با نا امنی‌ها و شعار سردادن‌های ایجاد جبهه مقاومت و جنگ علیه طالبان ابراز مخالفت صورت گیرد. دیگر در افغانستان جنگ بس است و مطمئناٌ ما از طریق ایجاد جبهه مقاومت یا تداوم ناآرامی و جنگ به جایی نمی‌رسیم، ما باید کشور را آرام کنیم ودر عرصه حضور داشته باشیم و از راه فعالیت‌های فرهنگی و سیاسی و مدنی در راستای طرح مطالبات خود و پیگیری مطالبات و به دست آوردن این مطالبات فعالیت داشته باشیم.

وی افزود: همچنین حکومت هم بایستی به حال مردم توجه جدی کند و در راستای تامین امنیت از همه توان خود استفاده نماید. حکومت باید در رابطه با بهبود وضعیت اقتصادی، برنامه‌های جدی را عملی کند و در راستای رشد فرهنگی و اجتماعی و آموزشی توجه ویژه داشته و رویکرد اثرگزار و مطالعه‌شده و کارشناسانه را روی دست بگیرد.

رئیس مرکز تبیان خطاب به مسئولان حکومتی نیز خاطرنشان کرد: حکومت باید امید و آرزوهای خود را از غرب برکند. طالبان دیگر نباید به امریکا روی خوش نشان بدهند، نباید آرزوی برگشت امریکا را داشته باشند، نباید آرزوی افتتاح سفارت‌خانه امریکا را بکنند، اگر سفارت امریکا در افغانستان افتتاح شد، باز محل و مرکز فتنه در افغانستان فعال می‌شود. قطعا در هر کشوری که مرکزی از مراکز امریکایی وجود داشته باشد، آن کشور روی امنیت و آسایش را نخواهد دید. تکیه‌ی اصلی حکومت و مردم ما باید به خدای متعال باشد.

حسینی مزاری در ادامه با اشاره به لزوم بهره‌برداری از داشته‌های داخلی کشور از جانب حاکمیت نیز گفت: حکومت فعلی باید به نیروی انسانی افغانستان از هر قوم و از هر قبیله و پیروی هر مذهبی توجه داشته باشد و پایگاه‌های اجتماعی خود را توسعه بدهد. حکومت فعلی زمانی با قوت و قدرت پیش خواهد رفت که به مردم توجه داشته باشد و از ظرفیت‌های ملی و از پیروان همه مذاهب و ادیان و اقلیت‌ها و زبان‌ها استفاده کند و عدالت اجتماعی را در افغانستان به وجود بیاورد، تا اینکه حاکمیت، حاکمیتی قدرتمند و از لحاظ اقتصادی و فرهنگی موفق ظاهر شود.

مشروح سخنان حجت‌الاسلام والمسلمین حسینی مزاری را در همایش ” تجلیل از کارنامه نظامی و عقلانیت شهید قاسم سلیمانی” در کابل را در ادامه مطالعه می‌کنید:

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و به نستعین. رب اشرح لی صدری و یسرلی امری یفقهوا قولی یا کریم!
ابتدا سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را تسلیت می گویم. در دومین سالروز شهادت شهید قاسم سلیمانی و ابو مهدی المهندس قرار داریم، ضمن تسلیت این مناسبت به شما عزیزان و با توجه به اینکه مجلس هم در رابطه با گرامیداشت سالروز شهادت این عزیزان تدویر یافته است، لازم می دانم حول شخصیت این شهید صحبت کنم و همچنین در ادامه نیز به مسائل روز افغانستان بپردازم.

ما دو نوع انقلابی داریم، انقلابی منفی و انقلابی مثبت؛ شهید سلیمانی یک انقلابی مثبت بود.
انقلابی منفی کسی است که اگر به او وظیفه ای سپرده شود، پیش خود دو دو تا، چهار تا می کند که آیا به نفع اش است یا نیست؟ مثلاٌ شما شخصیتی را وظیفه می دهید که به فلان مجلس یا مسجد و تالار برود و سخن بگوید و سخنرانی کند، این آقا قبلش بررسی می کند که آیا رفتن به آن مجلس به نفع اش است یا نیست؟ مباحثی که در آن مجلس مطرح می کند، برایش منفعت خواهد داشت یا نخواهد داشت، مردم از صحبت هایش خوش می شوند یا خوش نمی شوند؟ آیا سخنانش به جایی بر می خورد یا نمی خورد؟ نکات مختلف را بررسی می کند حتی اگر یک لکه خاکستری هم بر لباسش بنشیند، این آقا قبول نمی کند و می گوید نه؛ کار من نیست، جای من نیست، خداحافظ. لذا یک چنین آدم هایی عنوان انقلابی دارند و همواره خود را انقلابی هم نمایش می دهند، اما همیشه سعی می کنند صحنه‌ ها را به نفع خودشان مصادره کنند، برای آنها مکتب و دین و مذهب مهم نیست و همچنین برایشان مردم و مصالح و منافع ملی اهمیتی ندارد. اما انقلابی مثبت این گونه نیست.

انقلابی مثبت هر وظیفه‌ای را به دین و مذهب خود ارجاع می‌دهد و به دنبال بررسی سود و زیان نیست.
انقلابی مثبت بر اساس هدف خودش حرکت می کند. اگر کاری به او سپرده شود، اول مطالعه می کند، می بیند که این کار مطابق اهداف عالیه اش است یا نیست؟ به دین عرضه می کند که دین در مورد آن چه می گوید؟ خدا چه می گوید؟ ائمه معصومین علیهم السلام در رابطه با انجام این وظیفه چه می گویند؟ اگر آنها امضا کردند، این آقا حاضر به انجام این وظیفه است، اما اگر امضا نکردند، کُل دنیا هم به نفع اش باشد و میلیاردها هم برایش سود داشته باشد، به دنبال انجام این وظیفه نخواهد رفت و در مقابل، اگر دین بگوید برو انجام بده، ولی کُل دنیا بر علیه او حرف بزنند و موضع بگیرند؛ این آقا حاضر است وظایف محوله را به نحو مطلوب انجام بدهد.

شهید سلیمانی نه از شرق و غرب هراسی داشت و نه از قضاوت‌ها اهمیتی می‌داد.
شهید قاسم سلیمانی از این جنس افراد انقلابی بود، انقلابی مثبت؛ این آقا مطابق برنامه هدف خودش حرکت می کرد، مطابق برنامه دین خودش، مطابق برنامه مکتب و مذهب خودش، به دنبال این هم نبود که غرب چه می گوید، شرق چه می گوید؟ جنوب چه می گوید، شمال چه می گوید؟ مردم در رابطه با او چه قضاوتی دارند و یا جریان ها و احزاب سیاسی و موسسات فرهنگی و آموزشی نسبت به او چه نگاهی دارند؛ اینها برای او اهمیتی نداشت.

یک انقلابی مثبت، دارای خصایص زیادی است که من در این جلسه به دو سه تا از خصایص انقلابی مثبت که شهید سلیمانی نیز آنها را در وجود خود داشت اشاره می‌کنم:

اولین خصوصیت انقلابیِ مثبت، داشتن غیرت دینی است.
برای یک انقلابی مثبت فرق نمی کند که وظیفه دارد یا ندارد؟ مسئولیتی در این عرصه دارد یا ندارد؟ کسی از او چیزی می خواهد یا نمی خواهد؟ نخیر! چون می بیند که دین اش در خطر است حرکت می کند. بعد از ۱۴۰۰ سال یک نظام اسلامی در دنیا برپا شده است، با رهبری دینی مثل حضرت امام خمینی (ره) و با تداوم این نظام و انقلاب با رهبری حضرت امام خامنه ای (حفظه الله)، حالا این نظام در معرض تهاجم است، در معرض هجمه های مختلف از هر طرف است تا این نظام را با مشکل و معضل مواجه کنند.
ابتدا جنگ عراق علیه ایران شروع می شود، سردار سلیمانی یک جوانی است مشغول کارهای شخصی و معمولی که روزگار خود را می گذراند. این آقا غیرت دینی اش به جوش می آید، بدون اینکه از جایی سفارش شده باشد و کسی به او سفارش کرده باشد، عازم جبهات جنگ می شود، هشت سال جنگ را با موفقیت سپری می کند.
بعد در رابطه با مشکلات و نا امنی ها و معضلات اقتصادی و فرهنگی و نظامی و امنیتی که در داخل ایران است، این آقا باز هم برای رفع این مشکلات و برای مقابله با همه این معضلات آمادگی می گیرد و وارد عرصه می شود. شما می بینید که سردار سلیمانی در همه این عرصه ها در طول این ۴۲ سال حضور جدی دارد.
باز می بینید که خیر! این انقلاب و این نظام از بیرون مرزها هم مورد هجمه است، مشکلاتی در عراق به وجود می آید، مشکلاتی در سوریه به وجود می آید، در لبنان، در یمن، در افغانستان، در پاکستان، در کشمیر و در جای جای کشورهای اسلامی، باز هم غیرت دینی اش اجازه نمی دهد ساکت بماند و کاری نکند. بنابراین شهید سلیمانی بر اساس جوشش غیرت دینی به انجام وظایف خود در ایران و سایر نقاط کشورهای اسلامی می پردازد و در انجام این وظایف هم موفق است.

خصوصیت دیگر انقلابی مثبت، انجام تکلیف اسلامی است.
فرق غیرت دینی و تکلیف اسلامی این است که در بحث غیرت دینی کسی یا عاملی از بیرون شما را موظف نمی کند، نخیر! خودتان، خودجوش و متحرک حرکت می کنید و بلند می شوید، اما یک بار دیگر نه، اسلام گفته آقا باید در رابطه با حمایت از بقیه مسلمان ها کار کنید، «مَنْ أَصْبَحَ و لم یَهْتَمُّ بِأُمورِ الْمُسْلمینَ فَلَیْسَ بِمُسْلِمٍ» اگر خارج از محوطه زندگی شما یک فردی، یک خانواده ای، یک کوچه ای، یک محله ای، یا یک ولایتی، یا یک کشوری گرفتار مشکل هستند، معضل دارند، اگر شما حرکت نکنید و بر اساس وظایف اسلامی برای رفع مشکلات آنها کار نکنید، شما اصلاٌ مسلمان نیستید.

ملیت برای شهید سلیمانی اهمیتی نداشت، هرجا ظلمی واقع می‌شد، بر اساس تکلیف اسلامی‌اش ورود می‌کرد.
پس وظیفه اسلامی ایجاب می کرد که شهید سلیمانی از خانه خودش و از زندگی راحت دست بکشد و برود به جبهه جنگ عراق علیه ایران. جنگ عراق علیه ایران بزرگترین جنگ دنیا بود، یعنی کل دنیا یک طرف بودند و جمهوری اسلامی با ملل مستضعف و پا برهنه انقلابی یک طرف بود. این آقا در این جبهه هشت سال رزمید و جنگید و بعد متوجه مشکلات عراق می شود، مشکلات افغانستان، قیام و جهاد مردم افغانستان، دشمنی به آن بزرگی مثل شوروی سابق و یک مردم پا برهنه در سنگرها. خوب نیاز است آدمی مثل سلیمانی که توان و ظرفیت دارد، از جایش حرکت کند و به کمک اینها بشتابد، بعد بحث سوریه، شما می بینید که در سوریه چه شرایط و چه موضوعی به وجود آمد که اگر سردار سلیمانی حرکت نمی کرد و امثال ایشان جبهه مقاومت را سازماندهی نمی کردند مشکلات بسیار جدی بر مسلمان های آنجا تحمیل می شد و معضلات جدی پیش می آمد، همچنان مشکلات لبنان یا معضل یمن و سایر جاهایی که شما می دیدید که یک مسلمان فریاد یا لَلْمُسْلِمینَ بلند کرده است، خوب اینجا شهید سلیمانی قطعاٌ احساس وظیفه می کند. اسلام و قرآن برایش تعیین تکلیف کرده است که آقا بلند شو، از خانه ات بلند شو، از محیط ات بلند شو به کمک دیگران بشتاب، حالا این دیگران چه ایرانی باشند، چه عراقی باشند، چه سوری و لبنانی باشند، چه یمنی و افغانستانی و پاکستانی و کشمیری باشند و یا هر کشور اسلامی دیگری باشند. اینجا بود که سردار سلیمانی بر اساس این وظیفه عمل کرد و در عملیات خود موفق بود.

خصوصیت دیگر انقلابیِ مثبت، درک مسایل امنیتی است.
سردار سلیمانی این درک را داشت که اگر در عرصه جنگ علیه عراق ورود پیدا نکند و اگر در برابر اشراری که ایران را نا امن می کنند، حضور جدی نرساند، نا امنی ها آهسته آهسته ریشه نظام نوپای اسلامی را برمی‌کند و آن را با سقوط مواجه می‌کند. سردار سلیمانی درک می کند که اگر وارد مسایل عراق نشود و داعش را سر جایش ننشاند، این نا امنی ها آهسته آهسته وارد ایران می شود و این نظام مورد هجمه قرار می گیرد. اصل هدف تمام انقلابیون دنیا امروز این است که نظام اسلامی مستقر بماند.

همه مسلمانان جهان باید از نظام اسلامی حمایت کنند.
خواهران و برادران! این را مطمئن باشید که اگر نظام اسلامی آسیب ببیند و با مشکل مواجه شود، اسلام در همه دنیا آسیب خواهد دید و مکتب و مذهب ما و شما در همه ی دنیا آسیب خواهد دید، این تنها دید شهید سلیمانی به عنوان یک ایرانی نبود، دید من هم که یک افغانستانی هستم این است که اگر در طول بیست سال از این نظام در عرصه های مختلف حمایت کردم، به خاطر حمایت و حفاظت از اصلِ اسلام بود. ما بعد از ۱۴۰۰ سال صاحب حکومت دینی در دنیا شده ایم و وظیفه آحاد مسلمانان در تمام دنیا این است که برای حمایت از این انقلاب و برای حفاظت از این نظام به صورت واجب اقدام کنند و عمل روی دست بگیرند. حرکت دل بخواهی هم نیست که حالا بگوییم دل ما اگر خواست کردیم کردیم، نکردیم هم خیر! نه اینطوری نیست، بلکه واجب است که از این نظام حمایت و پشتیبانی صورت بگیرد.

دشمن باید در نقطه‌ای خارج از کشور محور مقاومت زمین‌گیر شود.
شهید سلیمانی براساس این تفکر وارد حمایت از این نظام می شود و علاقه ندارد که جنگ از خارج مرزها وارد ایران شود، باید نطفه‌ فتنه را در عراق و سوریه و یمن و لبنان و افغانستان و پاکستان و کشمیر بخشکاند و دشمن را در این سرزمین ها زمین‌گیر کند تا این توان و قدرت را نداشته باشد که به محور و پایگاه جهان اسلام و به قطب عالم اسلام که امروز جمهوری اسلامی با رهبریت الهی و آسمانی حضرت امام خامنه ای حفظه الله است، آسیبی برساند. اینجا بود که سردار سلیمانی با درک این موضوع امنیتی وارد عرصه می شود، شب نمی گوید، روز نمی گوید، سردی و گرمی نمی گوید، خطرات زننده و کشنده امنیتی نمی گوید، خود را به دل آتش می زند، خود را به دل نا امنی های گسترده می زند تا این نظام محفوظ بماند و الحمدالله این شهید موفق شد با فرماندهی توانمند خودش، با فرماندهی مدبرانه خودش، با رهبری جدی عرصه های نظامی، با رهبری جدی عرصه های فرهنگی و رسانه ای و اجتماعی کاری کند که تقریبا می شود گفت طومار استکبار در منطقه ما در هم پیچیده شود.

شهید سلیمانی پوزه‌ی استکبار را در منطقه به خاک مالید.
شما فکر می کنید که امریکایی ها از افغانستان به همین راحتی فرار کردند؟ شما فکر می کنید که امریکایی ها امروز در عراق به همین راحتی با مشکل مواجه شدند؟ شما فکر می کنید که استکبار پوزه اش در سوریه به خاک مالیده شد به همین راحتی؟ نخیر! شخصیتی مثل سردار سلیمانی در رأس یک حرکت عظیمِ امت در سطح منطقه قرار داشت و پوزه استکبار را به خاک مالید. شما مطمئن باشید که فرار امریکایی ها از افغانستان آخرین فرار نخواهد بود، آنان از عراق هم به زودی فرار خواهند کرد، از سوریه هم به زودی فرار خواهند کرد و شر امریکا از منطقه جهان اسلام به زودی کم خواهد شد و ضربات مهلکی بر پیکره این هیولای بی دم و یال و پوشالی وارد خواهد شد.

اگر مردم افغانستان شهید سلیمانی را الگوی خود قرار دهند آینده‌ای درخشان خواهند داشت.
آینده جهان از اسلام است، آینده ملت ها از آن ملت های مسلمان است، مردم افغانستان هم خاطرشان جمع باشد آینده ای درخشان در فراروی ما و شما است و ما می توانیم با الگو گرفتن از شهیدی مثل سردار سلیمانی در عرصه کشور موفق عمل کنیم، کشور خود را امن بسازیم، کشور خود را در عرصه های مختلف ساخته و قدرتمند بسازیم و مردم هم قطعاٌ در آینده نقش مثبت و سازنده خواهند داشت؛ اما به شرطی که ما از شهیدی مثل سردار سلیمانی الگو بگیریم، تغییر در رویه خود ایجاد کنیم، در روند کار گذشته ی خود بازنگری به عمل بیاوریم و رو به مثبت حرکت کنیم و خود را به عنوان یک انقلابیِ مثبت بسازیم و آینده کشور را خودمان به

دست بگیریم و در کنار همه اقلیت ها و اقوام و مذاهب در راستای مقتدر کردن کشور و حکومت و دولت تاثیرگذار باشیم. این موضوع اول سخنرانی بنده که در رابطه با شهید سردار سلیمانی بود.

اما موضوع دوم در رابطه با مسایل افغانستان است که در این مورد نیز چند نکته قابل یادآوری است:

۱-باید از حاکمیت فعلی حمایت شود؛ ما با شعار جنگ و مقاومت به جایی نمی‌رسیم.
نکته اول این که مردم باید با حاکمیت فعلی همکاری کنند، حالا حاکمیت فعلی هرچه است یا نیست اما فعلا قدرت را به دست دارد و اگر ما بخواهیم در کشور نظم و امنیت برقرار شود، بایستی مردم وارد صحنه شوند، باید مردم وارد انجام نقش مثبت شوند و از حکومت فعلی حمایت کنند و با آن همکاری نمایند.باید با نا امنی ها و شعار سردادن های ایجاد جبهه مقاومت و جنگ علیه طالبان ابراز مخالفت صورت گیرد.
دیگر در افغانستان جنگ بس است و مطمئناٌ ما از طریق ایجاد جبهه مقاومت یا تداوم نا آرامی و جنگ به جایی نمی رسیم، ما باید کشور را آرام کنیم، باید در عرصه حضور داشته باشیم و از راه فعالیت های فرهنگی، از راه های فعالیت های سیاسی و مدنی در راستای طرح مطالبات خود و پیگیری مطالبات و به دست آوردن این مطالبات فعالیت داشته باشیم. نخبگان ما در کشور حضور داشته باشند، کسان دیگری که از افغانستان رفته اند بیرون، باید برگردند. نشستن خارج در شأن مردم ما و در شأن نخبگان ما نیست، امروز مشکلات متعددی در مسیر راه نخبگان ما در کشورهای خارجی به خصوص در پاکستان و ایران وجود دارد که واقعا زندگی این عزیزان را با دشواری های خیلی جدی مواجه کرده است. بنابراین توقع و تقاضای اول و صحبت و نکته اول این است که بایستی با این نظام و حکومت همکاری صورت بگیرد، مردم هم حضور داشته باشند، هم حمایت کنند و هم مطالبات خود را مطرح کنند و تا به دست آوردن مطالبات نیز از پای ننشینند.

۲-وظیفه‌ی حکومت نسبت به مردم: تامین امنیت و ارتقای اقتصاد و عدالت اجتماعی
نکته دوم وظیفه حکومت است، حکومت هم بایستی به حال مردم توجه جدی کند. در راستای تامین امنیت از همه توان خود استفاده نماید. حکومت باید در رابطه با بهبود وضعیت اقتصادی، برنامه های جدی را روی دست بگیرد و در راستای رشد فرهنگی و اجتماعی و آموزشی و عدالت اجتماعی توجه ویژه داشته و رویکرد اثرگزار و مطالعه شده و کارشناسانه را روی دست بگیرد. دانشگاه ها و مکاتب باید فعال شوند، نهادهای غیر فعال و تعطیل شده باید فعال شوند و همه مراکز و محل ها و نقاطی که امروز تعطیل شده اند باید فعال شوند و کارشان دوباره آغاز شود. اما این موارد و توفیق حکومت در این موارد امکان ندارد؛ مگر اینکه حکومت اولا توکل به خدا داشته باشد و دوما روی داشته‌ های داخلی تکیه کند.

الف) حکومت باید به خدا توکل کند
حکومت امید و آرزوهای خود را از غرب برکند. طالبان دیگر نباید به امریکا روی خوش نشان بدهند، نباید آرزوی برگشت امریکا را داشته باشند، نباید آرزوی افتتاح سفارت خانه امریکا را بکنند، اگر سفارت خانه امریکا در افغانستان افتتاح شد، باز محل و مرکز فتنه در افغانستان فعال می شود. مطمئن باشید در هر کشوری که مرکزی از مراکز امریکایی وجود داشته باشد، آن کشور روی امنیت و آسایش را نخواهد دید جز جنجال، جز نا امنی، جز کودتاهای پی در پی و جز جنگ و خونریزی هیچ کار دیگری صورت نخواهد گرفت.

طالبان به دنبال آمریکا و کشورهای غربی که دو دهه با ما دشمنی کردند نباشند
بنابراین طالبان زیاد به دنبال امریکا نباشند. ما نباید دیگر به دنبال کشورهایی باشیم که طی بیست سال نشان دادند که دشمن مردم ما هستند، خون مردم ما را ریختند، زیر ساخت های مردم ما را تخریب کردند و صدها و هزاران و ده ها هزار مردم افغانستان را قتل عام کردند. تکیه اصلی حکومت و مردم باید خدای متعال باشد.

نظام اسلامی در ایران؛ الگوی موفقی که علیه استکبار و آمریکا ایستادگی کرده است.
ما امروز الگوی کامل و جامعی داریم که با تکیه بر خدا توانستند ۴۲ سال حکومت خود را برپا بدارند و روز به روز هم با قدرت و عظمت پیش بروند. امروز شما جمهوری اسلامی را می بینید، شخصیت هایی مثل سردار سلیمانی را می بینید که نه تنها تکیه بر امریکا ندارند، نه تنها توجه به غرب و قدرت های غربی ندارند، بلکه در برابر این قدرت ها ایستادند و برای اولین بار در تاریخ، دو سال قبل، ایرانی ها پایگاه عین الاسد را موشک زدند و کوبیدند و امریکایی ها هم هیچ غلطی نتوانستند بکنند. لذا حکومت و مردم افغانستان هم به خدا تکیه بکنند و به امریکا و کشورهای غربی امید نبندند.

ب) حکومت به داشته‌های داخلی توجه داشته باشد.
عمده ترین داشته داخلی هر کشوری نیروهای انسانی است. حاکمیت فعلی بایستی به نیروی انسانی افغانستان از هر قوم و از هر قبیله و پیروی هر مذهبی توجه داشته باشد. باید پایگاه های اجتماعی خود را توسعه بدهد. اگر طالبان رابطه خود را با مردم خوب نسازد، اگر به همه اقشار توجه نداشته باشد و اگر پایگاه های اجتماعی خود را در دل ملیت ها توسعه ندهد، معلوم است که با مشکل مواجه می شود.

حکومت از ظرفیت‌های همه اقوام و مذاهب و اقلیت‌ها بهره ببرد.
حکومت فعلی زمانی با قوت و قدرت پیش خواهد رفت که به مردم توجه داشته باشد و از ظرفیت های ملی و از پیروان همه مذاهب و ادیان و اقلیت ها و زبان ها بهره برداری کند و عدالت اجتماعی را در افغانستان به وجود بیاورد تا اینکه حاکمیت، حاکمیتی قدرتمند شود. اگر دولت این روند را در پیش گرفت می تواند در رابطه با تامین امنیت و رشد اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی موفق ظاهر شود.

ج) حکومت از ظرفیت‌های کشورهای همسایه بهره‌برداری کند و به یاوه‌گویان اجازه‌ی سوءاستفاده ندهد.
نکته بعدی این است که حکومت باید از ظرفیت کشورهای همسایه بهره برداری کند. ما امروز همسایه های پر ظرفیتی در اطراف خود داریم، مهم ترین کشورهای همسایه که ظرفیت های بسیار بالایی دارند و ما می توانیم از ظرفیت این کشورها استفاده کنیم، ایران و پاکستان است. حکومت باید جلو اشخاص دولتی و غیر دولتی را بگیرند که هر از چند گاهی از تربیون های مختلف سوءاستفاده کرده گاهی علیه پاکستان و گاهی علیه ایران فرافگنی راه می اندازند، طبعاٌ وجود این روند مشکلاتی را با همسایه های ما به وجود خواهد آورد، بنا براین است که ما هرچه می توانیم رابطه خود را با همسایه ها بخصوص ایران و پاکستان افزایش بدهیم و از ظرفیت های اقتصادی و نظامی و امنیتی و اجتماعی و فرهنگی این کشورها بهره ببریم. این از وظایف مهم حکومت است.

د) حکومت از ظرفیت‌های جهانی استفاده کند/ حمایت همسایگان زمینه‌ی به رسمیت شناخته شدن در عرصه جهانی را فراهم می‌کند
طبعاٌ حکومت زمانی می تواند از ظرفیت جهانی بهره برداری کند و در راستای به رسمیت شناختن خودش تلاش نماید و در این مسیر موفق هم شود که در مسایل داخلی خود و همچنین در رابطه با همسایه ها موفق عمل کند، دیپلماسی قوی در پیش بگیرد و هم در راستای سیاست داخلی موفق عمل کند و هم در راستای سیاست خارجی در عرصه کشورهای منطقه و همسایه و همچنین در رابطه با دنیا. حاکمیت طالبان زمانی می تواند خود را در دنیا با قدرت و عظمت مطرح کند و در راستای به رسمیت شناختن عمل کند که حمایت کشورهای همسایه را با خود داشته باشد، حمایت کشورهای منطقه مثل چین و روس و ایران و پاکستان و امثال اینها را با خود داشته باشد. آن زمان است که قطعاٌ زمینه به رسمیت شناختن طالبان و حکومت در عرصه جهانی فراهم خواهد شد.

دود به رسمیت شناخته نشدن حاکمیت فعلی ابتدا به چشم مردم می‌رود.
توقع ما از کشورهای منطقه و هم جهان این است که حاکمیت فعلی بایستی به رسمیت شناخته شود. چرا که اگر حاکمیت به رسمیت شناخته نشود دود این عمل، اول و قبل از همه به چشم مردم می رود. امروز مردم ما گرفتار مشکلات اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و امنیتی هستند. اینها همه بر می گردد به این که تا هنوز این حکومت نتوانسته خود را به رسمیت بشناساند و همسایه ها و جهان نتوانسته است زمینه‌ی به رسمیت شناختن این حاکمیت را فراهم کند.

به رسمیت شناختن حاکمیت، به مشکلات قانون اساسی و حقوق شهروندی گره نخورد؛ ما هم خواستار اصلاح مشکلات هستیم ولی روندِ رو به پیشرفت وقت لازم دارد.
بنابراین اول، من از کشورهای همسایه با جدیت تقاضا می کنم که در رابطه با به رسمیت شناختن حکومت افغانستان همکاری کنند، اینکه مشکلاتی در داخل افغانستان است، این که حکومت وسیع البنیاد تاکنون تاسیس نشده است، اینکه قانون اساسی و حقوق و وجایب پیروان مذاهب و حقوق شهروندی هنوز مسئله دارد، سرجای خودش، ما هم مطالبات این را داریم که این مشکلات هر چه سریع تر باید برطرف شود و حل گردد؛ اما به رسمیت شناختن حکومت نباید به این مسایل گره زده شود، چون روندِ رو به پیشرفت وقت لازم دارد و اگر تا آن زمان صبر صورت بگیرد و کشورها افغانستان را به رسمیت نشناسند و حکومت را به رسمیت نشناسند، مشخص است که ما با مشکلات و معضلات خیلی جدی مواجه خواهیم شد.
بیش از این وقت عزیزان را نمی گیرم.
والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته!

 

برچسب ها: