مرحوم اعتمادی، مردی بزرگ و صاحب نظر بود

  • ۸ عقرب ۱۳۹۳
  • کد خبر: 507
  • 500 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • چاپ این مطلب

حجت الاسلام و المسلمین سید عیسی حسینی مزاری، در پی در گذشت مرحوم مغفور مصطفی اعتمادی، پیام تسلیتی صادر کرد.

به گزارش خبرگزاری آوا، وی در این پیام از این مرحوم به عنوان مرد بزرگ و صاحب نظر و عمیق بین یاد کرده و فقدان ایشان را در شرایط کنونی، برای مردم و کشور، ضایعه جبران ناپذیر دانسته است.

متن پیام به شرح ذیل است:

بسم الله الرحمن الرحیم

انالله و انا الیه راجعون

مصطفی اعتمادی هم پرکشید. او را از حدود سال۱۳۷۴ می شناختم. گهگاهی با همکاران ما در هفته نامه فریاد عاشورا مصاحبه می کرد. از هم قطاران و هم تشکیلاتی های ایشان، تقریبا تنها فردی بود که شهامت اظهار نظر را با یک نشریه ی به نظر خود شان غیر همسو داشت. از کسی هم هراس نداشت. حرفی داشت می گفت. طرفش هرکه می خواست باشد. آدم منصف بود و از تنگ نظری و قشری گرایی نه تنها گریزان بود بلکه علیه آن موضع می گرفت و سعی می کرد در قالب تنگ گروهی حرکت نکند و چهار اطراف خود را نیز نگاهی بیاندازد.

 

رفتار و رویه اش به شخصیت های هم سن و سالش که در جریان های مختلف حضور داشتند، نمی ماند و احساس می کردی، وی یک قد و گردن از آنان بلند تر است و شاید می شد گفت که او برای پیش گامی و پیشقراولی جریانی، پسندیده تر بود تا به عنوان یک فرمانده دنباله رو. از همین رو بود که او اگرچه در زمان جهاد نقش آفرینی های زیادی کرد و از بنیان گذاران سازمان نصر و حزب وحدت اسلامی بود اما آهسته آهسته کنار کشید و یا کنار گذاشته شد ولی هیچگاه در تقلای به دست آوردن جایگاه از دست داده و یا از دست رفته خود نشد.

 

با هم رفت و آمد داشتیم اما نه زیاد. یکی دوبار درمشهد مقدس مقدس دیدمش و چند بار دیگر هم ایشان درکابل به دیدنم آمد و دوبار نیز من به ملاقاتش شتافتم. یک بار در منزلش و بار دیگر هم در دفترکارش که در یکی از رسانه ها قلم می زد و می نوشت.

 

در هر دیدار صحبت های جالبی داشت و کاملا قابل درک بود که ایشان از صاحب نظران بزرگ و عمیق بین وفرا نگر بود و مسایل را بسیار جالب تحلیل می کرد.

 

با آنکه از گذشته با هم در یک تشکیلات و درکنار هم همکار نبودیم و گاهی همدیگر را می دیدیم اما صحبت هایش بسیار دلنشین بود و احساس می کردم که بسیار صادقانه و دلسوزانه حرف می زند.

دریغا که یک چنین شخصیتی در مصدر خدمتی قرار نداشت تا مردم کشور از ظرفیت های بالای فکری ایشان سود می جست و در کمال غربت وگمنامی زیست. گمنامی که هرگز شایسته اعتمادی نبود و انزوایی که تحت هیچ شرایطی زیبنده آدم هایی مثل آن مرحوم به نظر نمی رسید و ولو اینکه خودش چنین رویه ای را درپیش گرفته بود اما بسیار ناجوانمردانه احساس می گردید که سایرین به ویژه توانمندان عرصه فرهنگ و سیاست، زمینه حضور جدی ایشان را درعرصه خدمت گذاری و ایفای نقش بایسته فراهم ننمود و گذاشتند تا این مرد بزرگ پس از دست و پنجه نرم کردن با مرض صعب العلاج، سر به تیره خاک بگذارد و دنیای دنی را بدرود بگوید.

 

آری! مصطفی اعتمادی هم رفت و اگرچه شاید فرد و یا افراد زیادی پس از مرگ وی، به ثنا گویی و تعریف و تمجید آن مرحوم بپردازند اما به هیچ وجه طرفی نخواهد بست و چیزی بیش از آنچه بوده عاید حال آن مرحوم و نیز مردم مبارز ما نخواهد گردید مگر آنکه درسی باشد و پندی برای همگان در راستای تحویل گرفتن شخصیت های زنده کنونی که مطمئنا هرکدام نقاط برجسته و عمده زیادی دارند که اگر غنیمت شمرده شوند یقینا بیش از آنچه فکر می شود به درد جامعه فعلی افغانستان خواهند خورد.

 

به هرحال، عروج آقای اعتمادی در شرایط کنونی، برای مردم و کشور ضایعه ی بس جبران ناپذیر است و اینجانب، با کمال اندوه و نا باوری، فقدان این مرحوم مغفور را به محضر فرزندان، خانواده، همسنگران، مردم دایکندی و عموم مردم مبارز و مجاهد افغانستان تسلیت می گویم.

برای آن سفر کرده جنت برین و برای بازماندگانش صبر جمیل و اجر جزیل خواهانم.

 

سید عیسی حسینی مزاری

۷/۸/۱۳۹۳

برچسب ها: