شهید استاد عبدالعلی مزاری چگونه از جایگاه بالا و برتر برخوردار گردید

  • ۷ حوت ۱۳۹۳
  • کد خبر: 795
  • 832 بازدید
  • بدون دیدگاه
  • چاپ این مطلب

حجت الاسلام والمسلمین سید عیسی حسینی مزاری به بهانه فرا رسیدن سالروز شهادت استاد عبدالعلی مزاری در صفحه فیسبوک خود به نقد و بررسی منتقدان و موافقان شخصیت شهید مزاری پرداخته و در انتها نظر خویش را در خصوص شخصیت و جایگاه شهید مزاری عنوان داشته است.

 

متن کامل نوشته آقای حسینی مزاری را در زیر مطالعه می کنید:

شهید مزاری منتقدان سرسختی دارد، برخی ممکن است گمان کنند که میزان و گستردگی منتقدان سر سخت بستگی به اشتباهات شهید مزاری داشته چه اینکه این اذعان در میان دسته ای از نخبگان و محافل گوناگون سیاسی، فرهنگی و اجتماعی وجود دارد که آقای مزاری در طول دوران مبارزه، اشتباهات فاحشی داشته و بر همین مبنا آسیب های بسیار جدی ی را بر جامعه شیعه کشور تحمیل کرده است، چه در آن زمان که در رأس تشکیلاتی به نام سازمان نصر ایفای مسؤلیت داشت و تمام نیروها و امکانات این سازمان را در جهت شعله ور نمودن جنگ های داخلی سوق داد، از شمال گرفته تا مناطق مرکزی و برخی این شهید را در قسمت فروپاشی اولین شبه حاکمیت اسلامی شورای اتفاق اسلامی بر سطح وسیعی از مناطق مرکزی مؤثر می دانند و چه آنگاه که برای تاسیس حزب وحدت آن هم به صورت عجولانه و ناقص اقدام کرد و خود نیز در راس شورای مرکزی آن اجرای کار می کرد و تا ادامه روند پیوستن سایر مجموعه ها و مجددا بیرون شدن حرکت اسلامی و شاخه های دیگر از این حزب تا آغاز جنگ های حزب وحدت علیه حکومت مجاهدین با ریاست استاد شهید ربانی آن هم با هم پیالگی جنرال دوستم و انجنیر حکمتیار تا شکست حزب وحدت و رو گرداندن شهید مزاری از مذاکره با احمدشاه مسعود و دست دادن با استاد اکبری و رفتن به سوی چهارآسیاب و اسیر شدن به دست مزدوران گروه طالبان، همه و همه ناشی از اشتباهات فاحش شهید مزاری است و آنگونه که امروزه سعی می گردد از شهید مزاری استوره ساخته و به عنوان یکی از رهبران بزرگ جهاد و مبارزه جا انداخته شود، کاری بس اشتباه و نامعقول به نظر می رسد.

 

این دسته، نظر بر آن دارند که قبل از اینکه زبان به ستایش شهید مزاری گشوده شود، بایستی اقدام به برشمردن اشتباهات عمیق مزاری کرد تا نسل حاضر بدانند که شهید مزاری اشتباهاتی را مرتکب گردیده است که ضررها و زیان های آن بر جامعه به خصوص شیعی جبران ناپذیر است و جوانان امروزی با نگاه منتقدانه به گذشته، راه درست و مناسبی را برای انسجام و اقتدار مردم شیعه و در نهایت کل کشور در پیش بگیرند.

 

یکی از انتقاداتی که این دسته از منتقدین بر شهید مزاری وارد می دانند این است که پرونده آقای مزاری پر است از درگیر بودن در جنگ های داخلی و قتل و کشتار وسیع گروه ها و دسته های متعدد شیعی و علاوه بر اقدام به جنگ های جبهه ای علیه گروه های شیعی به خصوص شورای اتفاق اسلامی و حرکت اسلامی و حتی پاسداران جهاد، در ترور برخی نیروهای مجاهد، فرماندهان و رهبران جهادی دست جدی دارد.

 

اینان می گویند اصلا در طول ۱۴ سال جهاد ضد روسی، شما حتی یک جنگ رو در رو با کمونیستها و نیروهای وابسته و یا حامیان روسی آن در پرونده مبارزاتی سازمان نصر و شخص شهید مزاری مشاهده نمی کنید جز درگیر بودن به جنگ های بی حاصل و البته خانمان برانداز داخلی.

 

در برابر این منتقدان، حامیان شهید مزاری او را یکی از شخصیت های برجسته و اثر گذار در عرصه های چهارده سال جهاد مقدس و نیز در میادین مبارزات بعد از پیروزی می دانند. آنها معتقد اند که مانند شهید مزاری حداقل در سطح شیعیان رهبری دیگری به این میزان محبوب و اثر گذار نبوده به همین لحاظ همواره از شخصیت آن شهید به صورت گسترده و وسیع تجلیل می کنند و سمینارها و کنگره های متعدد علمی و پژوهشی جهت بررسی خصوصیت های شخصیتی شهید مزاری در داخل و خارج برگزار می کنند.

 

البته هواداران شهید مزاری اغلبا با شدت و عصبانیت نسبت به مخالفان شهید مزاری برخورد کرده آنان را با اتهامات گوناگون مواجه نموده از اتهام هیچ تهمتی علیه آنان ابا نمی کنند. البته هواداران شهید مزاری همه در یک جهت و دایره قرار ندارند و دسته ای واقعا و از ته دل از شهید مزاری تجلیل به عمل می آورند و تلاش دارند تا این مرحوم به عنوان یک شهید ملی مطرح گردد اما برخی دیگر اینگونه نمی اندیشند بلکه علاقه دارند این شهید را در انحصار خود داشته تا در بسا مواقعی از وجود و شخصیت شهید مزاری به نفع شخصی و گروهی خود استفاده کنند و این عده ملی شدن شخصیت شهید مزاری را به نفع گروه و دسته خود نمی بینند از همین رو حتی برخی از تجار و کسبه با استفاده از نام شهید مزاری به فکر در آمد سرشار اقتصادی می باشند.

 

اما اعتقاد من غیر از اذعان دوطیف فوق است. چه اینکه نه آن نگاه بدبینانه را نسبت به شهید مزاری دارم چه اینکه به هیچ وجه نمی توان نسبت به شهید مزاری آنگونه، یک جانبه قضاوت کرد و همواره جانب نواقص و ضعف های ایشان را دید و به وی انتقادات مختلف را متوجه ساخت. چه اینکه همیشه نباید نصفه خالی گیلاس(لیوان) را ملاحظه کرد بلکه آنچه انسان را به نگاه مثبت به شخصیتها و واقعیت های موجود وادار می کند دیدن نیمه پر گیلاس( لیوان) است. شهید مزاری دارای نقاط بس برجسته و نیکویی بوده است که هم اکنون کمتر می توان در وجود مدعیان رهبری پیدا کرد. شهید مزاری یک روحانی مبارز و انقلابی بود و اتفاقا خالص ترین خط و جهت را می پیمود و یکی از رهبران پیرو ولایت فقیه و اندیشه ولایت و رهبری بود. شاید آن زمان که شهید مزاری در خط امام خمینی(ره) و در کنار حضرت امام خامنه ای مبارزه می کرد کمتر افراد و اشخاص دیگری وجود داشتند که در این وادی گام گذاشته باشند و علاوه بر آن، شهید مزاری خصوصیت ها و امتیازات بسیار زیادی داشت که پرداختن به هرکدام، این وجیزه را بسیار طولانی خواهد ساخت و لاجرم، از اطاله نوشتار جلوگیری می کنم و نگاه دقیقتر به شاخصه های شخصیتی ایشان را می گذارم در یک فرصت دیگر.

 

و نه آن نگاه مطلق را به شهید مزاری دارم، آنگونه که طرفداران فکری و هواداران ایشان نسبت به آن شهید دارند. چه اینکه نمیتوان حقایق تاریخی را پنهان کرد و برخی حوادث و اتفاقات پیش آمده را به تاق نسیان سپرد. شهید مزاری با وصف اینکه اشتباهاتی داشته اما یک شخصیت بزرگ و ملی مردم افغانستان است و نه آن انحصار نسبت به آن مرحوم رواداشته شود و نه آن تقدیس های افراط گرایانه به شخصیت شهید مزاری چسپانده شود، بل بایستی تلاش صورت بگیرد که با استفاده از نام و یاد شهید مزاری و برجسته کردن افکار و نگاه های قابل توجه ایشان، به خصوص در جهت احقاق حق شیعیان و هموارکردن راه برای حضور قابل توجه آنان در میادین سرنوشت ساز کشور داری و ایجاد وحدت در صفوف شیعیان، در جهت مقتدر نمودن آنان و در نهایت ایجاد وحدت میان شیعه وسنی، گامهای اساسی و محکم را برداشت.

 

نه مخالفین شهید مزاری مجازند که با استفاده از عقده های شخصی تمام خدمات و زحمات شهید مزاری را نادیده بگیرند و نه به ظاهر حامیان مزاری تلاش کنند تا با انحصار نام ویاد شهید مزاری، مخالفان را مرتد، بی دین و وطن فروش بنامند. نه دیدگاه اول نسبت به مزاری مطلقا درست است و نه نگاه دوم، و نگاه میانه و شایسته شأن مزاری، همانی است که عنوان کردم و اما آنچه شهید مزاری را بیش از پیش موقعیت بالا و برتر داد و خود من نسبت به آن بیش از حد متأثر شدم و آن شهید را از نگاه من به مراتب بالا و جایگاه عالی قرارداد مظلومیت آن پس از دستگیری و شهادت آن توسط شقی ترین انسانهای دوران است.

 

زمانی که من عکسی را دیدم که هر دوپای آن شهید و دو دستش از پش سر بسته و یک طالب نابکار از گوش آن شهید گرفته، مغزم سوت کشید و چشمانم سیاهی رفت و به شدت تکان خوردم و ناراحت شدم و همواره بر قاتلین کثیف و پست و پلشت آن شهید ننگ و نفرین می فرستم و امیدوارم که خدای متعال این قدرت و توان را عنایت کند تا به هر نحو ممکن انتقام خون آن شهید و یارانش وهزاران شهید دیگر را توسط طالبان و غیر آن بگیریم.

برچسب ها: